![]() |
![]() |
|
|
روی مروارید اشکم ، قصه ی تو رو نوشتم
توی چشمای تو خوندم ، واژه ی فاصله ها رو جاده ها امون ندادن ، هجرت تو رو ببینم تو برو دلم یه جادست ، توی امتداد مقصد زمونه پلکامو بسته ، هجرت تو رو نبینم |
|
+ نوشته شده در
شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت 13:41 توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
زمونه پلکامو بسته
هجرت تو رو نبینم شبا بی ستاره موندن تا تو برگردی دوباره آسمون ابری و خستست بارونه حسرت می باره خاک جاده ها به من گفت یه روزی تو برمی گردی روزی که تو بر می گردی روزه میلاده بهاره |
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 آبان 1386 تیر 1386 شهریور 1385 خرداد 1385 |
|
RSS
|