روی مروارید اشکم ، قصه ی تو رو نوشتم
تا که آدما بدونن ، تویی تنها سرنوشتم
توی چشمای تو خوندم ، واژه ی فاصله ها رو
چه کنم فاصله پیداست ، تو غبار سرگذشتم
جاده ها امون ندادن ، هجرت تو رو ببینم
خارای وحشی رازها ، با دلی خسته بچینم
تو برو دلم یه جادست ، توی امتداد مقصد
زمونه پلکامو بسته ، هجرت تو رو نبینم
شبا بی ستاره موندن ، تا تو برگردی دوباره
آسمون ابری و خستست ، بارونه حسرت می باره
خاک جاده ها به من گفت ، یه روزی تو برمی گردی
روزی که تو بر می گردی ، روزه میلاده بهاره